بهعنوان یک کارمند پناهگاه مستقل زنان لوبک هر روز با افرادی که تحت تأثیر خشونت مردسالارانه قرار گرفتهاند سروکار دارم.
اما تعداد بسیار کمی از افرادی که در معرض خشونت خانگی یا خشونت در روابط قرار میگیرند، آن را به پلیس گزارش میدهند. بر اساس مطالعه جدید LeSuBiA درباره موارد گزارشنشده، نرخ گزارشدهی در آلمان کمتر از ۵۱ درصد است. و حتی وقتی آن را گزارش میکنند، به ندرت منجر به محکومیت عامل میشود. چرا؟
- زیرا خشونت پشت درهای بسته و در فضاهای خصوصی رخ میدهد، جایی که به ندرت شاهد یا مدرک ملموسی وجود دارد.
- چون در دستگاه قضایی و پلیس آموزش اجباری درباره خشونت خانگی وجود ندارد.
سیاستمداران سرانجام به ضرورت فوری حمایت از قربانیان خشونت خانگی یا خشونت توسط شریک صمیمی پی بردهاند:
سال گذشته، جدید قانون پیشگیری از خشونت این قانون تصویب شده است. این بدان معناست که از سال ۲۰۳۲، زنانی که تحت تأثیر خشونت قرار گرفتهاند و فرزندانشان برای اولین بار در سراسر کشور حق قانونی دریافت کمک، حمایت و مشاوره خواهند داشت. تا آن زمان، ۱۲٬۰۰۰ جایگاه در پناهگاههای زنان در سراسر کشور باید ایجاد شود که دولت فدرال برای این منظور ۲٫۶ میلیون یورو اختصاص داده است.
این قانون حمایت از قربانیان خشونت چه تغییرات مشخصی را برای زنانی که تحت تأثیر خشونت قرار گرفتهاند به همراه دارد؟
- یک حق قانونی فردی برای دریافت حمایت و مشاوره از سال ۲۰۳۲ به بعد
- تضمین دسترسی سراسری و کممانع به خدمات حمایتی
- امکان بهرهمندی همهٔ قربانیان خشونت که بهعنوان زن ثبت شدهاند از خدمات حمایتی در سراسر کشور، بدون توجه به محل سکونتشان
- خدمات ارائهشده بهصورت رایگان، صرفنظر از درآمد، پیشینه یا وضعیت مهاجرتی
- الزام حداقل استانداردها برای خدمات پشتیبانی
همهٔ اینها خیلی خوب به نظر میرسد، اینطور نیست؟ به نظر میرسد برای قربانیان خشونت و فرزندانشان بهبودی باشد، اینطور نیست؟
البته، ما بسیار مشتاقیم که در پناهگاههای زنان جاهای بیشتری داشته باشیم. هر روز مجبوریم زنانی را که به دنبال پناه هستند و فرزندانشان را رد کنیم چون دیگر جایی نداریم. در سال ۲۰۲۵، تنها پناهگاه زنان ما ۳۳۱ زن و ۳۸۳ کودک را رد کرد – یعنی ماهانه ۶۰ نفر!
اما آنچه هنوز برایمان سؤال است این است: چرا همیشه قربانی است که باید برود؟ چرا زنان و کودکان، که بیهیچ تقصیری قربانی خشونت هستند، باید خانههایشان، زندگی روزمرهشان و محیطهای آشنایی را که میشناسند ترک کنند؟ و عاملان چه؟
اسکان در پناهگاه زنان گامی بزرگ برای قربانیان خشونت خانگی است. زنان و کودکان اغلب مجبورند خانه، شغل، مهدکودک یا مدرسه، باشگاههای ورزشی، دایره دوستان و شبکههای خانوادگی خود را ترک کنند تا از خشونت بیشتر توسط عامل آن در امان بمانند. برخی مجبورند برای یافتن امنیت به شهری دیگر یا حتی استانی دیگر نقل مکان کنند. عامل خشونت اما با آرامش و بدون مزاحمت در خانهاش باقی میماند، شغلش را حفظ میکند و به هیچ وجه از خشونتی که ایجاد کرده متأثر نمیشود.
آیا این واقعاً حفاظت کافی است؟ ما، پناهگاههای مستقل زنان، میگوییم: نه!
در جامعه ما، برای قربانیان خشونت عادی شدن دارد خودتان باید از آنها محافظت شود. فرار و پنهان شدن قربانیان به هنجار تبدیل شده است، در حالی که مرتکبان میتوانند بدون مواجهه با هیچ عواقبی به زندگی خود ادامه دهند. قانون جدید کمک به قربانیان خشونت هیچ کاری برای تغییر این وضعیت انجام نمیدهد.
نباید از ابتدا اجازه وقوع خشونت داده شود. این امر مستلزم یک تغییر بنیادین در جامعه است که تنها از طریق پیشگیری زودهنگام در مدارس و مهدکودکها، کار با عاملان خشونت و آموزش اجباری برای قوه قضائیه و پلیس امکانپذیر است.
زنان، فرزندانشان و افراد دارای شماره شناسایی مالیاتی* به سیستمی نیاز دارند که از آنها در برابر خشونت مردسالارانه محافظت کند. با این حال، کارکنان پناهگاههای زنان سیستمی را مشاهده میکنند که با واگذاری مسئولیت، بیاعتمادی به آسیبدیدگان، سهلانگاری و فقدان تخصص حرفهای در روندهای حضانت و ملاقات مشخص میشود، یا: سیستمی که خشونت مردسالارانه و زنکشی را ممکن میسازد.
ما خواستار تحولی اجتماعی هستیم که در آن قربانیان خشونت مردسالارانه مجبور نباشند برای در امان ماندن مدام فرار کنند. ما خواستار استراتژی جامعی هستیم که در قوانین، نهادهای اجرایی، قوه قضائیه و جامعه مدنی تدوین و بهطور مؤثر اجرا شود. پیشگیری، اساس جامعهای عاری از خشونت است!
